تبليغاتX
کـــــــــــــاشکی ...!!!
... !!!؟
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط رضا | 
گاه زخمی که به پا داشته ام

 زیر و بم های زمین را به من آموخته است

 

سهراب سپهری

کاش همیشه دید ماها به زندگی این جوری باشه بدونیم که تو هر چیزی حکمتی هست و غیر شکر خدا و یادش هیچ چی به کمکمون نمیاد. 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط رضا | 
بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد

نه شمارش ستاره ها تسكينم

چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق

سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان

كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت

و عصر

عصر واليوم بود

و فلسفه بود

و ساندويچ دل وجگر

 

گفتم می روم

و در مرام ما رفتن مردن بود

و حالا سالهاست که مرده ام  

هنر مند فقید ( حسین پناهی)  او راز گونه زیست وراز گونه پر کشید

این شعر که خوندی فاتحه ای نثار روحش کن ممنونم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط رضا | 

همتم بدرقه ی راه کن اي طاير قدس   که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 5:45 بعد از ظهر  توسط رضا | 
این شاید آخرین پست من بود تا  کی؟ نمیدونم ! چون یه مدت خیلی زیادی ممکنه  نتونم بیام  از همه ی کسایی که  نظر دادن  این وبلاگ دیدن ممنونم 

برام دعا  کنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط رضا | 

خدایا! دانایی ده که در راه نیفتیم بینایی ده که در چاه نیفتیم
بنمای رهی که رهنماینده تویی بگشای دری که در گشاینده تویی
من دست به هیچ دستگیری ندهم که ایشان همه فانی اند و پاینده تویی
خواجه عبدالله انصاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط رضا | 

از من مي پرسيد كه چگونه ديوانه شدم
چنين روي داد
يك روز بسيار پيش از آنكه خدايان بسيار به دنيا بيايند
از خواب عميقي بيدار شدم و ديدم كه همه نقاب هايم را دزديده اند
همان هفت نقابي كه خودم ساخته بودم
و در هفت زندگي ام بر چهره ام مي گذاشتم
پس بي نقاب در كوچه هاي پر از مردم دويدم
و فرياد زدم دزد دزد دزدان نابكار
مردان وزنان بر من خنديدند و پاره اي از آنها
از ترس من به خانه هاشان پناه بردند
هنگامي كه به بازار رسيدم جواني كه بر سر بامي ايستاده بود
فرياد بر آورد
اين ديوانه است
من سربرداشتم كه اورا ببينم
خورشيد نخستين بار چهره برهنه ام را بوسيد
نخستين بار خورشيد چهره برهنه ام را بوسيد و من از عشق خورشيد مشتعل شدم
و ديگر به نقاب هايم نيازي نداشتم
و گويي در حال خلسه فرياد زدم
رحمت بر دزداني كه نقان هاي مرا بردند
چنين بود كه من ديوانه شدم
و از بركت ديوانگي هم به آزادي و هم به امنيت رسيدم
آزادي تنهايي و امنيت از فهميده شدن
زيرا كساني كه مارا مي فهمند چيزي را در وجود ما به اسارت مي گيرند
ولي مبادا كه از اين امنيت زياد غره شوم
حتي يك دزد هم در زندان از دزد ديگر در امان است !

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط رضا | 

بسم الله الرحمن الرحیم

دروصف توچه بگویم؟ توراچگونه بخوانم؟ وشعربندگی ام راچگونه سرایم؟ تورا با کدامین کلام برزبان جاری سازم ؟

ای خدای من! چشمان اندیشه رایارای نظر برذات بی مثال تونیست و من از معرفت تو، آن گونه که لایق توست، محرومم؛ پس تورا درآیینه ی هستی نظاره می کنم واوصاف تورا در یکایک آفرید گا نت سراغ می گیرم. کتاب هستی را ورق می زنم و" نام های نیکویت" را برآن می خوانم .

پروردگارا! در هر کرانه ی این جهان پرشکوه زمزمه ی نام توست و هرکه وهرچه، نشانی از تودارد ،از تومی گویدوبه تو راه می نماید. زیبایی های عالم وام دار جمال تو وخوبی های آن روایت گرکمال تو وعظمت های آن پرتوهایی از شکوهمندی وجلال تواند.

خدایا! اگر تو خود صا حب این خوبی ها وکمالات نبودی ، چگونه می توانستی این گونه به دیگران خوبی و کمال ببخشی ؟

پس ای خدای من! تورابا نام همه ی خوبی ها می خوانم وباهمه ی اسم های نیکوصدا می زنم .

وَلِلّهِ الاَسمآءُ الحُسنی فادعُوهُ بِها

 همه ی نام های نیکوازآنِ خداست ، پس با آنها اورا بخوانید.

(آیه ی ۱۸۰ سوره ی اعراف)

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط رضا | 
باز باران بی ترانه
باز باران ,با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها ,می چکد بر فرش خانه
باز می اید صدای چک چک غم...باز ماتم
 
من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده
نمی دانم...نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست؟؟؟؟
 
نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند
که ان کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست؟؟؟
 
نمی فهمم..کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و اهن به زور چکمه های باران
به روی همسر و پروانه های مرده اش ارام باریده
کجایش بوی عشق وعاشقی دارد؟؟؟
 
نمی دانم..نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران, عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست...نمی فهمم!!!!؟
 
یاد ارم, روز باران را
یاد ارم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران..از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر ارام جان می داد
فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود
نمی دانم
کجای این لجن زیباست؟؟؟؟
 
بشنو از من, کودک من
پیش چشمم, مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالادست
و ان باران که عشق دارد ...فقط جاریست برای عاشقان مست
 و باران من و تو درد و غم دارد
 
خدا هم خوب می داند که
 
این عدل زمینی ,عدل کم دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط رضا | 

 


و غزل عاشقانه ای را کشتم!
پروانه ای را از شمع دور کردم!
مجسمه سازی را به کوه بردم!
مجنونی را به دشت!
عارفی را به دیوانه خانه!
دیوانه ای را به مکتب!
آخوندی را به رقاص خانه!
رقاصی را به مسجد!
مرگ را کشتم!
زندگی را نفس کشیدم!
شعر نوعی سروده ام ضد!
شعر سپیدی نغز!
به غزل سرانه دادم!
سهراب را حافظ کردم!
پرنده را سهراب!
آب را به سربالایی کشیدم!
آتش را به سرا زیری!
حال خود را کجا برم؟؟؟
خانه ی معشوق؟
کنار شمع؟
پیش شیرین یا کنار لیلی؟
مجلس درس عارف خوب است
یا دیوانه خانه؟
پیش شیخ یا کنار میخانه؟
مرگ برایت بهتر است
یا تنفس؟
آیا شعری نو می گویم؟؟
شعر سپیدم کو؟
غزلک کجایی؟
فال سهراب بگیرم؟
یا پرنده را آزاد کنم؟
آب را بنوشم
یا آتش درون راخاموش کنم؟
همه ی تضاد ها
از روی عادت
سازش یافتن
مگر دل کوچک پرنده
به سنگ
و دل نازک من
به غم
میرم به دیاری دور
به خاک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ای آفریدگار ما !
صحرای عطشان دلهای ما را به بارش سحاب رحمتت سیراب ساز و حیات طیبه ای به ما کرامت فرما که با یاد تو ، برای تو و به سوی تو زندگی کنیم ، تنها به تو و دوستان تو دل بندیم و از غیر تو دوری کنیم .
قُل حَسبِیَ اللهُ عَلَیهِ یَتَوَکَّلُ المُتَوَکِّلوُنَ
بگو خدا برایم کافیست براوتوکل میکنند توکل کنندگان

نوشته های پیشین
86/08/01 - 86/08/30
85/10/01 - 85/10/30
85/09/01 - 85/09/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
85/03/01 - 85/03/31
85/02/01 - 85/02/31
پیوندها
مهتاب
محمد
هیچ کس
انتظار عشق محض وصال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM